ندونسته دلمو به غریبه سپردم

ندونسته دلمو به غریبه سپردم🥲💔
اون غریبرو ساده شمردم🥲💔
گول چشم سیاهشو خوردم🥲💔
رفت از این شهر🥲💔
که دلم رو به خون بکشونه🥲💔
جون من رو ب لب برسونه🥲💔
دیدگاه ها (۰)

دارم هی ازش ظربه میخورم😔💔حتی خونوادمو از خودم خسته میکنم🥲ولی...

یه هایپ بزنیم🤤🥃

🤤🚫

آدما بعد یه مدت... وابسته ی هم نمیشن... بلکه معتاد بهم میشن....

اشتباه خاص!پارت¹⁴-:یه طور کیوت شده بود ک خواست پسر رو یه لقم...

اسم رمان : هنوز انتخاب نشده پارت ۳اون غریبه داخل دروازه رفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط