Part 12:

«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
خسته و کوفته رفتیم تو خونه و بعد سلام کردن هردو رفتیم تو اتاق اری🎀
اتاق اون برعکس من مرتب بود😬
+میگما..
☆چی میگی؟
+اممم میگم...
☆زر بزن دیگه🫤
+میشه....میشههههه اتاق منم مرتب کنیییی؟
☆چییییییی؟
+چته خبببببب؛اتاقت خیلی باحال مرتبهه🤧
☆خب ک. و. ن گشادت رو بلند کن و خودت اتاقت رو مرتب کن😑
+اقاااااا نمیشه من به حرفتو ریدم و ناخنه بلند کاشتم تو هم برین و اتاقم رو مرتب کنننن😐
بعد سه ساعت اصرار قانع شد اتاقمو مرتب کنه و منم تو اتاق اون خوابیدم😁
بعد بیست مین با صدای جیغ جیغوی اری جشمام رو باز کردم🥱
☆واووووو😯دختر تو حتی از خواب بلند میشی هم خوشگلی😔
+الان... الان قبول کردی من خو.. وشگلترم🤨
☆تو این مورد اره اما تو بقیه براریم
+خوبه که برابریم حداقل😁
☆(خنده)بسه بسه لوس نشووو🫤پشو بریم پایین•
+باشه من برم لباس عوض کنم(از صبح با لباسه بیرون خوابیده البته کت لیش رو دراورده)
راستش رابطم داشت با اری خوب میشد اما با این حال باید فاصلم رو حفظ کنم چون با اینکه خواهرمه بهش نمیشه اعتماد کرددد😔
با پوشیدن لباس راحتیم(میزارم)رفتم پایین💞
دیدم بابا هنوز از شرکت نیومده و حدودا ساعت پنج بود.
یهو یادم اومد امروز مهمونی داریممم.پس بگو مامان برای مو هاش رفته ارایشگاه😑
+وایییی اری مهمونیییی
☆عررررر،یادم نبودددددد
+مت میرم اماده شمممم🤧😬
☆اوکی منم میرمم🥴
با عجله رفتم بالا که....
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️‍🩹
دیدگاه ها (۲)

Part 13:

من دارم درس میخونم😑درس خوندنم😂:

فعلا پایان فعالیت🎀درس دارمم😬😭💔

موزیک ویدیوئه جنی با اهنگ لایک جنی🛐💅

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط