اگه ازتون پرسیدن با دوستتون عشقتون

اگه ازتون پرسیدن با دوستتون عشقتون
رفیقتون یا هر کسی که چرا باهم ادامه ندادید
حس واقعیتونو بگید بگید که خیلی جاها دلم براش تنگ میشه
وقتی خوشحالم و اتفاق خوبی میفته دلم براش تنگ میشه چون دوست داشتم
که تموم این اتفاقات رو براش با ذوق و شوق تعریف کنم!
وقتی ناراحتم و اتفاق بدی میفته هم دوست داشتم که باشه
چون تنها کسی بود که میتونستم باهاش درد و دل کنم
از همه چیز باهاش حرف بزنم اما مسیرمون یکی نبود
دلایلی برای جدایی داشتیم و باهم به اندازه کافی خوشحال نبودیم!
اما همیشه براش آرزو های خوب دارم
دیدگاه ها (۳)

ﻭﻗﺘﯽ که زیاد ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﺣﺴﻮﺩ میشیﺣﺴﺎﺱ میشیﭼﺸﻢ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﮕﺎﻫﺎﯼ ﺑﻘﯿ...

واقعااا درده

مهرماهی‌ها نور چشم فصل زیبای پاییزن ! آدمای نازنینی که رنگین...

‌ ‌          ‌ ‌     😾٫ 𝖢𝖺𝗅𝗅 𝗆𝖾 𝖹𝖾𝗋𝗈 𝖻𝖾𝖼𝖺𝗎𝗌𝖾            ...

این سه سال خیلی بهم خوش گذشت خاطراتی که باهم ساختیم و زمانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط