و من

و من

نیمی زن‌ام نیمی باد

که هر شب

تمامِ کوچه‌های شهر را

به در و دیوار می‌زنم:

پریشان

تب‌دار

و من

نیمی زن‌ام نیمی باران

که سال‌هاست

ناگفته‌های‌ام را باریده‌ام:

بر شانه‌های ناصبورِ تاریخ

نیمی زن‌ام نیمی کوه

که دردها تبر شده‌اند

تن‌دیسی بسازند

از من

شبیهِ من

و من

نیمی زن‌ام

نیمی زن

که پشتِ روسریِ هزارساله‌ام

هر شب

با گریه

خوابِ پرنده شدن می‌بینم


#فلورا تاجیکی
دیدگاه ها (۱۸)

به جان آمددلازناز نگاهت...#هوشنگ‌ابتهاج

یخ زده.!! معابر واژه‌ها ؛ زیر پاے ذهن.... ڪَویی : تل...

من فکر میکنم حتی اندوه هم باید هم شاءنِ دلت باشد! به عمق ِ چ...

ﻧﮕﺎﻫﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢﭼﯿﺰﯼ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻧﺪﺍﺷـﺘـﻦ ﻫﺎ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪﺑﺎ ﺗـــﻮ ﮐﻪ...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷و #من نیمی #زن‌ام نیمی باد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط