وایبش++++

بیشتر از همیشه دلم میخواست توی بغلت گریه کنم و بگم که از این وضعیت مزخرف خسته‌ام، اما چون میدونستم قرار نیست هیچوقت اشکامو پاک کنی و منو مطمئن کنی از بودنت، خندیدم و گفتم ناراحت نیستم...:)))


مودههه؟؟؟
لایکککککک ؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۲)

حقیقت هم همین بود،مشکلات روی همدیگر جمع شده بودندو انگار راه...

مودهههه:))

اون درست مثل یه رویاست:)))))

من عاشق یه افسانه شدم:))))

پارت⁸ •sad rose•«ویو جونگکوک» وارد اتاق تهی شدم دیدم گوشیش د...

رمان به دنبال هم...پارت ۴بریم برا شروع آقای هندرسون درس رو م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط