شایددیدیمارانه

شایددیدی‌مارا،نه؟
خودمونیما دلبر ، خوب بلدی !
ما که اینجور دیوونه و خل و چل و واله و شیدا نبودیم ، تا صُب یه چِش باز یه چِش خون ، بشینیم بالا سرِ تمومِ عکسات صدقه تاب بدیم ، هی آیه و دعا و ورد بخونیم که یه وقتی زبونمون لال ، دلمون غافل نشه يه از خدا بی‌خبری بی هوا چِشِت بزنه !
ما که عقلمون پاره‌سنگ ور نداشته بود که وقت و بی‌وقت ، دَم به دَم دل نگرون شیم که خدایی نکرده یهو یه جا دلت واسه کسِ دیگه‌ای نلرزه !
ما که انقد دل نازك نبودیم که چپ بریم راست بریم ، بشینیم ، پا شیم ، درو ببینیم ، دیوارو ببینیم یادِ شما بیوفتیم ؛ بعد منقلب شیم ، دلمون بشه قدِ یه دونه‌ی سیاهِ برنج ، عواقبش دامنِ چشامونو بگیره ، خیس شه از اشك !
حالا جوابِ این چشِ سرخ و اون چشِ خون
و این دلِ ذلیل مرگو اونم این وقتِ شب کی میده ؟

⁰⁰:⁰⁰
¹⁹بهمن¹⁴⁰⁰
#no_copy🚫
دیدگاه ها (۰)

من‌ازجهان‌به‌تودل‌بسته‌ام‌که‌جان‌منیحواسم پرت ماشین کناری شد...

"ʜᴀᴘᴘʏ ᴄᴏɴɴᴇᴄᴛɪᴏɴ" محبوب‌ترازجانی،صدجان‌به‌فدایِ‌تو-محجوب نا...

هعی‌امون‌ازدل‌ِتنگ-میدونی کجا قلبت له میشه زیر پای غرور یه ن...

چشاش یه حالتِ خاصی داشت ،یه حالِ خُماری که همیشهانگار تازه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط