تمام زندگیم خلاصه میشد تو رنگ آبی آبی غمزدهای که بی

تمام زندگیم خلاصه میشد تو رنگِ « آبی » آبی غمزده‌ای که بی صدا شکسته بود و با این حال محکم بودن خودشو حفظ کرده بود، درد داشت اما آبی رنگ بود.. به رنگ دریا بود، به رنگ آسمون بود، آسمونی که بی منت پنبه‌های سفید و خاکستری دلش رو به آغوش کشیده بود ولی کسی نبود که خود آسمونو بغل بگیره.. آبی، آبی بود.. یه حس خوب برای بقیه و یه غم به رنگ خودش برای خودش!GN
دیدگاه ها (۲)

خبر فوری با وجود اینکه شب بخیر گفتم:من حوصلم سر رفته 😂🥲هر سو...

چجوری برا بعضی ها خیلی ناشناس میزارن؟‌من به اینکه واقعا یه ف...

انهایپن حدود شش ساعت قبل به صدر جدول رفت الان دوم هست .http:...

رای گیری ماما شروه شد با اکانت هایی که ساختید به انهایپن رای...

چسب زخمBₐₙd ₐᵢdعشق ؟ مزخرفه ، من اعتقادی به عشق ندارم ، فقط ...

همیشگی من

(اما تو قول دادی بودی دازای.....! )*فلش بک به چند سال پیشیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط