گفت که دیوانه نه ای

گفت که دیوانه نه ای
لایق این خانه نه ای
رفتم و دیوانه شدم
سلسله بندنده شدم
گفت که شیخی و سری
پیشرو و راهبری
شیخ نِیم پیش نِیم
امر تو را بنده شدم
دیدگاه ها (۰)

یادم نمی کنی و ز یادم نمی روی یادت بخیر یار فراموش کار من

من مانده ام مهجور از اودل خسته و رنجور از او گویی که نیشی دو...

چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی دل دوستان شکستی بَرِ دشم...

وقتی ظهر جمعس و همه راحت خوابیدن و تو ۱۰ تا امتحان داری که ه...

✍️ دلنوشتهخداوندا !! تو دو دست به من عطا کردی ، اگر این دو د...

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

══════•• ❀ ••══════احساس میکنم که همین ‌جاست جنتموقتی که در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط