Afterglow

پارت چهل و نهم — برخورد اتفاقی
تقریباً یک ماه از کمپین شانل گذشته بود.
ا/ت برای یک جلسه‌ی کاری وارد یک ساختمان بزرگ شد.
قرار بود فقط نیم ساعت بماند.
در آسانسور بسته شد.
طبقه‌ی ششم.
هفتم.
هشتم.
در طبقه‌ی نهم باز شد.
جونگ‌کوک آنجا ایستاده بود.
هر دو یک لحظه مکث کردند.
جونگ‌کوک گفت:
ـ سلام.
ا/ت گفت:
ـ سلام.
ـ جلسه؟
ـ آره.
ـ منم.
ا/ت سر تکان داد.
ـ خوبه.
چند ثانیه سکوت.
جونگ‌کوک گفت:
ـ کمپین خوب پیش رفت.
ا/ت گفت:
ـ آره، خیلی.
ـ تبریک.
ـ ممنون.
در آسانسور بسته شد.
همین.
نه شماره‌ای رد و بدل شد.
نه قرار گذاشتند.
نه گفت‌وگوی طولانی شکل گرفت.
فقط دو آشنای کاری که اتفاقی در یک آسانسور همدیگر را دیده بودند.
و برای فعلاً...
همین کافی بود.


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط