از خود گذشته

ودر کنار درختی بزرگ جان داده
کسی که عمر خودش را به دیگران داده

گناه دارد اگر ماه بی خبر باشد
که مرگ پشت سر تو سری تکان داده

سگ محله‌ی تان از غروب می ترسید
چرا که روح سیاهی به او نشان داده

تو در صدای غم آلود آب می رقصی
و ماه تکیه به اندوه ماهیان داده

نمازهای تو را ابرها قضا کردند
درون گوش تو امشب خدا اذان داده

شب ایستاده میان درخت ها آرام
و دست های خودش را به آسمان داده
محمد خوش بین
دیدگاه ها (۰)

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود

👋خدانگهدار👋

خیر شما رسیده به ما

من همان عاشق دلخسته تو

پارت پنجم پرنسسی از جنس ابر زمان مثل رودخانه‌ای جاری است که ...

خدایا! نزدیکه که به عنوانِ سلطانِ قول‌های انجام نشده تو بارگ...

ادامه ی داستان رسید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط