His favorite friend

His favorite friend
Part 8

ویو ات:

راستش خیلی خیلی کم از حرکتش جا خوردم؛
کوکی که همیشه با فحش و صدام می‌کرد الان بهم گفت:

ات کوچولوم

اما خب ام..
خیلی خوب میشناسمش
میدونم خیلی خیلی مهربونه و بلده چجوری ناز بکشه پس اینو میزارم پای خصوصیات خوبش.

هوف آرومی کشیدم و دستشو از روی سرم پس زدم که صدای خنده آرومش تو ماشین پیچید.

ایندفعه از بغل گوشی رو گرفتم سمتش و دنس رو نشون دادم؛ اونم کم و بیش نگاهش رو هی از جاده می‌گرفت و به گوشی میداد و باز دوباره مستقیم رو نگاه می‌کرد.

چند دقیقه ای بود که گوشی رو گرفته بودم و دستم حس میکردم خشک شده لب زدم:

وااااای یک صدایی بده که دیدی؛ دستم شکست.

_چقد غرر میزنی، داشتم فکر میکردم چجوری قراره اینو بهت یاد بدم.

میدونستم که داره تیکه میندازه
سریع گفتم:

هه تو به من یاد بدی آقای جئون؟! خوبه من کارم دنسه شما ووکال.

_میدونی که مهارت دنسم از توهم بهتره

وای کوک باز داری میری رو مخم!!

یک نگاه بهم انداخت و بعد دستشو گذاشت رو رو سرم؛ و همه موهامو بهم ریخت و گفت:

_حقته فسقلی میدونی که خیلیا همینم ندارن!

بحث کردن باهاش فایده ای نداشت برای همین یک هوف بلند و حرصی کشیدم و دستش و پس زدم و گفتم:

باشه تو راست میگی؛ حالا کی می‌رسیم؟!

_من بردم طبق معمول. رسیدیم.

مستقیم رو نگاه کردم و دیدم بعله روبه روی استادیومیم کوکم ماشین رو خاموش کرد؛ منم وسایل رو برداشتم و از ماشین زدم بیرون.

ادامه دارد..

شرط پست:
11 لایک؛ 11 کامنت💘
دیدگاه ها (۰)

His favorite friendPart 9ویو جونگکوک:وارد که شدیم ته رو دیدم...

اگه ایده ای برای پایان یا حتی ژانر و موضوع فیک his favorite ...

His favorite friend Part 7ویو ات: تند تند سیوینگ اینستاگرام...

کوک شوهر کینه ایPart14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط