از چیزی که میترسیدم سرم اومد.......

از چیزی که میترسیدم سرم اومد.......
دیدگاه ها (۲)

عاشق تهیونگ میشم وقتی با جونگ کوک ور میره:))))))

دستم بشکنه:))) آه واقعا بده که هیچ کسی رو دوست نداشته باشی ح...

این چیزیه که تو کل این هشت سال با تک تک سلول های بدنم درکش ک...

دلم یک شب طولانی میخواد جوری که صب......از دست این مریضی فاک...

اینم ایده خودم بود یهو اومد تو سرم ببخشید اگه بد شده

رها🦋 یکی ازم پرسیدچه جوری اینقدر آرومی انگار هیچی برات مهم ن...

بچه که بودم از تاریکی میترسیدم ...اما الان:)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط