مادربزرگ عزیزم نزدیک عید است همه ی بچه ها میروند و دست ها

مادربزرگ عزیزم نزدیک عید است همه ی بچه ها میروند و دست های مادربزرگ و پدر بزرگشان رو میبوسند و عید رو به انها تبریک میگویند چندین سال از نبودنت میگذرد و عید را تنهایی در خانه سپری میکنیم دلم برایت خیلی تنگ شده ای کاش دوباره میتوانستم چهره ی زیبایت رو ببینم نمیدانستم که انقدر دوستت دارم ای کاش قدرت رو بیشتر میدانستم.
دیدگاه ها (۵)

پارت ۳ ویو ا.ت یونگی چند لحظه چشماش رو بست و نفس عمیقی کشید ...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۹

برادر ناتنی پارت 8ویو عمارت جیمین: جیمین از ماشین پیاده شد و...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²²ویو: اتچمدونم روی تخت باز بود.لب...

شیپ این دوتا فقط😂😂😂😂😂🤍__تیزر قسمت پنجم برنامه Matchudagani ب...

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

KIM V

چه سخت میگذرد تمام عصرها بی تو چه سخت میگذرد زمان و زمانه  ب...

پدرم‌... رفتی ، به همین سادگی..... من ماندم و حجم بزرگی از م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط