پیام تو را دریافت کردم عوض شو چون دیگر دوستت ندارم پذیرفتم حالا عوض ...
______________________________
پیام تو را دریافت کردم: ‘عوض شو، چون دیگر دوستت ندارم.’ پذیرفتم. حالا عوض شدهام. احساساتم را خاموش کردهام، زیرا دیگر جایی در این منطق سرد و بیرحم ندارند. تو مرا به این نقطه رساندی، جایی که دیگر حتی خودم هم احساسی ندارم. اگر به دنبال کسی هستی که دوستت داشته باشد، باید بگویم که آن شخص، دیگر من نیستم. او مرده است.
اشکهایم خشک شد، قلبم یخ زد. گفتی تغییر کن، پس تغییر کردم. آنقدر تغییر کردم که دیگر خودم را هم نمیشناسم. احساساتم را در کوره منطق سوزاندم و خاکسترم را با سنگدلی در هم آمیختم. حالا که دیگر دوستت ندارم، چه؟ آیا این همان چیزی بود که میخواستی؟ تو مرا به هیولایی تبدیل کردی که فقط منطق میفهمد.
______________________________
پیام تو را دریافت کردم: ‘عوض شو، چون دیگر دوستت ندارم.’ پذیرفتم. حالا عوض شدهام. احساساتم را خاموش کردهام، زیرا دیگر جایی در این منطق سرد و بیرحم ندارند. تو مرا به این نقطه رساندی، جایی که دیگر حتی خودم هم احساسی ندارم. اگر به دنبال کسی هستی که دوستت داشته باشد، باید بگویم که آن شخص، دیگر من نیستم. او مرده است.
اشکهایم خشک شد، قلبم یخ زد. گفتی تغییر کن، پس تغییر کردم. آنقدر تغییر کردم که دیگر خودم را هم نمیشناسم. احساساتم را در کوره منطق سوزاندم و خاکسترم را با سنگدلی در هم آمیختم. حالا که دیگر دوستت ندارم، چه؟ آیا این همان چیزی بود که میخواستی؟ تو مرا به هیولایی تبدیل کردی که فقط منطق میفهمد.
______________________________
- ۱۷۹
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط