آرزو داشت بمیرد

به من گفته بود می‌خواهد بمیرد. دروغ نگفته بود.
بدنش طوری می‌رقصید که انگار از همه‌ی موجودات بیشتر دوست دارد زندگی کند. لبخندش نشان می‌داد که مشتاق بود ببیند آخرِ همه‌‌ی این چیزها چه می‌شود.
اما چشم‌هایش مرده بودند...
نور بدنش را احاطه کرده بود. چاره‌ای نداشت تا زنده باشد. سعی می‌کرد آن گوشه و کنارها، در سایه‌ها محو شود تا بتواند دوباره بمیرد.
نمی‌دانم الان هم زنده است یا نه.
او مرگ را دوست داشت.
کاش مرده باشد.
دیدگاه ها (۲۴)

امسال قرار نبود تولدمون تنها باشیم. ما لایق تنهایی نبودیم. ا...

🤡: لایک کریزی فلاپه. لایک کریزی که هنوز با گذشت دو سال داره ...

من به این عشق شهادت میدم

👤: نه باو. بنگتن خیلی منطقین. بنگتن::::::::::

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

تک پارتی از هان (عشق در نوع سایه) درخواستی

پارت هفتم -رقابت-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط