بوق اشغال می زند قلبت، بوق درگیر یک نفر بودن

بوق اشغال می زند قلبت، بوق درگیر یک نفر بودن
پشت مشغولی دلت یک زن مانده درگیر «دردسر» بودن

سنگهای سکوت می گیرند بخت این انعکاس را از من
خسته ام از «مرا» نفهمیدن از شکسته شکسته تر بودن

گاهی احساس می کنم بی تو زندگی رنگ مرگ می گیرد
از نگاهت رها شدن در باد مثل یک برگِ دربدر بودن

ناخنم را جویده ام تا ته!! دوری ات رفته روی اعصابم!!!
تو سرآغاز هرخبر باشی، سهم من از تو بی خبر بودن؟

چشم هائی که خیره اند به تو اضطراب مرا نمی فهمند
حس تردید و یأس و دلتنگی...حس عشقی که... در خطر بودن!

بی تو دستم نمی رود تا شعر بی تو شعرم نمی رسد به قلم
حس تلخی نشسته در قلبم مثل احساس بی پدر بودن!

بی تو پیراهنی قدیمی که بی تنت – بی بهانه- می پوسم!
کفش هایی که جاده می پوشد، چمدانی پر از سفر بودن!🦋💞🦋

#عاشقانه
#بهترینم❤
دیدگاه ها (۱)

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

پارت ۲۶یک روز بعد از اون شبِ وحشتناک ، جو خونه سنگین‌تر از ه...

پارت پانزدهم | چرا ازم دفاع کردی؟بعد از تمام شدن کلاس...همه ...

دختر خوابهای طلايي ام.... من اميدهای نيلوفری ام را می خواه...

Life..

« زیباترین لحظه زندگی ام »چه لحظه زیبایی است آنگاه که تو در ...

ساكت نمی شود دل مان، وقتیصد ها دليل ِ از تو سرودن هستپر مي ك...

عــــــــــشــــــــــق هدف حیات و محرک زندگی من است و زیبات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط