My friend
My friend ♡:)
part.4.
_..چی شده..
مدیر.. نظرت چیه اگه قراره اخراجش کنی همین الان بگو ..
_..آدم بدی بنظر نمیاد ولی نمیشه همینجوری یکیو بشناسی..
مدیر..پس میسپارم به خودت ..
_..باشه ..
مدیر ..تا فردا شب وقت داری بهم خبر بدییی..
_..اوکی من میرم تمرين کنم..
مدیر.. برو..
درو باز کردم دوهی اونطرف به دیوار تکیه داده بود
تا منو دید خودشو جمع و جور کرد
_..میخوام برم تمرین کنم بیا این کارتها یه شیر موز و یک شیر توت فرنگی بگیر ..
کارتمو اوردم جلوش
ازم گرفت
+..چشم ولی رمز کارت..
نمی دونستم بهش اعتماد کنم اخرن باری که به یکی رمز کارتمو گفتم کل حسابمو خالی کرد اما این یه تست بود کارتمو خالی بود میخوام ببینم چیکار میکنه
_..رمز ۵۶۶۷..
+..چشم..
و رفت بیرون و منم رفتم اتاق تمرین و تمرین رو شروع کردم
*رفتم دم مغازه میدونستم جونگ کوک طبیعی ایش را بیشتر دوست داره همونطور که گفت برداشتم کار تو دادم حساب کن
گفت..رمز؟؟..
+..رمز ۵۶۶۷..
گفت موجودی نداره
نمی دونستم چیکار کنم پس کارت خودمو دادم بهش و کشید
و رفتم شرکت
درو باز کردم گوشیشو روی میز گزاشته بود و هدفون کنارش و داشت تمرین میکرد و صورتش پره عرق بود
بهم یه نگاه کرد و نشست روی زمین
_..بیا ..
رفتم جلو و شیرا رو دادم دستش
&کارتمو هم بهم داد ولی این کارت خالی بود
اگه میپرسیدم میفهمید که میخاستم امتحانش کنم پس اگه باهاش یکم حرف بزنم خودش میگه
شیر توت فرنگیو به سمتش گرفتم
_..این ماله توعهه..
+..من؟؟؟......نیازی نیست..
_..گفتم بگیر..
*از دستش گرفتم و اون نیو گذاشته بود دهنش و مثل خرگوشا میخورد وای دلم قش رفت منم داشتم میخوردم
و نگاهم به عرق های صورتش افتاد
دستمال از تو جیبم در اودر دم و دیگه نخوردم گرفتم سمتش
_..چیه؟؟..
+..عرق های صورتت..
از دستم گرفت
_..ممنون..
و عرق هاشو پاک کرد
& داشتم کم کم بهش
ادامه دارد..........
"کامنتا نظر بدین"
part.4.
_..چی شده..
مدیر.. نظرت چیه اگه قراره اخراجش کنی همین الان بگو ..
_..آدم بدی بنظر نمیاد ولی نمیشه همینجوری یکیو بشناسی..
مدیر..پس میسپارم به خودت ..
_..باشه ..
مدیر ..تا فردا شب وقت داری بهم خبر بدییی..
_..اوکی من میرم تمرين کنم..
مدیر.. برو..
درو باز کردم دوهی اونطرف به دیوار تکیه داده بود
تا منو دید خودشو جمع و جور کرد
_..میخوام برم تمرین کنم بیا این کارتها یه شیر موز و یک شیر توت فرنگی بگیر ..
کارتمو اوردم جلوش
ازم گرفت
+..چشم ولی رمز کارت..
نمی دونستم بهش اعتماد کنم اخرن باری که به یکی رمز کارتمو گفتم کل حسابمو خالی کرد اما این یه تست بود کارتمو خالی بود میخوام ببینم چیکار میکنه
_..رمز ۵۶۶۷..
+..چشم..
و رفت بیرون و منم رفتم اتاق تمرین و تمرین رو شروع کردم
*رفتم دم مغازه میدونستم جونگ کوک طبیعی ایش را بیشتر دوست داره همونطور که گفت برداشتم کار تو دادم حساب کن
گفت..رمز؟؟..
+..رمز ۵۶۶۷..
گفت موجودی نداره
نمی دونستم چیکار کنم پس کارت خودمو دادم بهش و کشید
و رفتم شرکت
درو باز کردم گوشیشو روی میز گزاشته بود و هدفون کنارش و داشت تمرین میکرد و صورتش پره عرق بود
بهم یه نگاه کرد و نشست روی زمین
_..بیا ..
رفتم جلو و شیرا رو دادم دستش
&کارتمو هم بهم داد ولی این کارت خالی بود
اگه میپرسیدم میفهمید که میخاستم امتحانش کنم پس اگه باهاش یکم حرف بزنم خودش میگه
شیر توت فرنگیو به سمتش گرفتم
_..این ماله توعهه..
+..من؟؟؟......نیازی نیست..
_..گفتم بگیر..
*از دستش گرفتم و اون نیو گذاشته بود دهنش و مثل خرگوشا میخورد وای دلم قش رفت منم داشتم میخوردم
و نگاهم به عرق های صورتش افتاد
دستمال از تو جیبم در اودر دم و دیگه نخوردم گرفتم سمتش
_..چیه؟؟..
+..عرق های صورتت..
از دستم گرفت
_..ممنون..
و عرق هاشو پاک کرد
& داشتم کم کم بهش
ادامه دارد..........
"کامنتا نظر بدین"
- ۳۰۶
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط