مرا جانم صدایم کن

مرا "جانم" صدایم کن . . .

صدایم کن مرا باعشق ،
از این بن بست تنهایی و غم ،
با واژه ای زیبا و پر احساس ،
رهایم کن ، رهایم کن ؛

صدایم کن مرا ،
من زاده ی احساس و عشق و آتشم ؛

اینجا هوا سرد است ، یخبندان بی مهری ست ؛

فقط با یک صدای گرم ،
با یک واژه ی ساده ولی ازعمق جان ،
جانم رها می کن از این زندان بی عشقی ؛

مرا "جانم" صدایم کن . . .

صدایم کن مرا جانم ،که تا جان در بدن دارم ،
برای عشق تو ، احساس تو ،
مست و غزل خوانم ؛

مرا "جانم " صدایم کن . . .

که من با عشق پاسخ میدهم:
جانم....


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❤️❤️❤️❤️❤️❤️
دیدگاه ها (۲۴)

مرا تا جان بود جانان تو باشی،ز جان خوش‌تر چه باشد؟ ...

براتون اون لبخندی رو آرزو میکنم که بعدش میگین:آخیش بالاخره ش...

_مگه اون شبی ڪه مشقاتو ننوشته بودی در حالی ڪه فردا صبحش باید...

.اخم های اول صبحِ هرکسی یک جور باز شدنی‌ ست!گاه با یک بوسه،گ...

فال" می خواهم بگیرم،میشود "نیت" کنی؟میشود با این غزل ، احساس...

من کام نمی‌خواهماز لعلِ لبت جانامن جامِ تو می‌خواهمبِستان هم...

🌱🍒به تماشای چشمانت آمده بودم جایی که سهم  نگاهم در به جا مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط