بچه ها لازم دونستم یه مطلبی رو بگم

بچه ها لازم دونستم یه مطلبی رو بگم...

وقتی اولین عزیزم رو از دست دادم که دوست صمیمیم بود با خودم فکر میکردم که بدبخت ترین آدم جهانم.
فروردین سال بعدش دقیقا چند روز بعد تولدم خواهر بزرگترم رو از دست دادم انگار یه توده در بغض توی گلوم گیر کرد... دقیقا مثل غذایی که توی گلوی آدما گیر میکنه. نه میتونی بالا بیاری و نه میتونی قورت بدی. اما وقتی دو ماه بعد مادرم رو از دست دادم واقعا وعضیتم حتی از حد بدبختی گذشته بود‌.
سر قبر مادرم با خدا حرف زدم .
مونده بودم ...
مگه گناهی به درگاهش کرده بودم؟
من فقط ۱۵ سالم بود...
اما حس کردم اندازه زن۸۰ ساله غم دارم.
موهامو که شونه میکردم چند تار موی سفید لای موهام دیدم.
یعنی چی؟
چرا واقعا؟
تا همین یک ماه پیش اگر بهم دست می‌زدی میشکستم.
پس تویی که داری این متن رو می‌خونی...
اگه فکر می‌کنی بدبخت ترین آدم و افسرده ترین آدم جهانی فقط کافیه به دور و ورت نگاه کنی.
وقتی مادرت در حال درست کردن غذاست،پدرت از سرکار برگشته و دوست صمیمیت بهت پیام داده تا حالت رو بپرسه...

واقعا نمی‌خوام کسی رو نصیحت کنم ولی از داشته هات راضی باش و خدارو شکر کن‌چون یه آدم دیگه که زیر همین آسمون زندگی می‌کنه آرزو شرایت تو رو داره.!

مرسی که تا اینجا خوندی قشنگم💗🙂

(می سلام عاشق رز لندی هاشه)
دیدگاه ها (۱۱)

فعالیت رو شروع کنم خوشگلاااا؟🤭

بچه ها ازتون کمک میخواممم.از اونجایی که من ۹ ماهه اصلا به گو...

بچه ها بعد از ۹ ماه سلام!من برگشتم همون‌طور که میدونید عاف ز...

عافـــــ ابدیــــــخیلی دوستون دارم رز لندی هام ببخشید پیشتو...

پارت 9 از زبان لورا بیدار شدم گفت میخواد غذا بگیره منم خواب ...

سلام به روی ماه تون امیدوارم که خوب باشین خوشگلام 🥰روزه و نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط