رمان بلک بینک و بی تی اس پارت6

[ تق! صدای یه جرقه بلند می‌آد و تمام چراغ‌های استودیو خاموش می‌شن. استودیو در تاریکی مطلق فرو می‌ره. سیستم صوتی هم با یه صدای عجیب قطع می‌شه.]

لیسا: (با جیغ کوتاه) وای! چی شد؟! کسی رو دیدم؟! 😱🌑

جیمین: (با صدای آروم در تاریکی) آروم باش لیسا! فقط برق قطع شده. کسی تکون نخوره! 😰

نامجون: (با لحن رهبری) بچه‌ها، نترسید. حتماً یه مشکل فنی توی سیستم شده. جیهوپ، گوشیت رو روشن کن ببین چراغ‌ها رو می‌تونه روشن کنه یا یه نورِ کم باشه. 🔦

جیسو: (در تاریکی، انگار دستش ناخودآگاه به چیزی می‌خوره که حس می‌کنه دستِ تهیونگه) اوه، ببخشید! 😳💦
تهیونگ: (با صدای بم و بسیار نزدیک) اشکالی نداره… آروم باش. 😌✨

جنی: (با صدای بلند) خب، حالا چی کار کنیم؟ این تاریکی اصلاً خوب نیست! من حس می‌کنم دارم با دیوار برخورد می‌کنم! 😤😫

نامجون: (در حالی که داره با گوشی‌ش نور می‌اندازه) گوش کنید! ما باید سیستم صوتی رو چک کنیم. اگه یه سیمِ اصلی سوخته باشه، تمام تمرینِ امروز هدر می‌ره. باید همکاری کنیم. یکی از اعضای بی‌تی‌اس بره سمت پنلِ برق، و یکی از بلک‌پینک بیاد سمتِ بلندگوها تا چک کنیم کدوم‌شون مشکل داره. 🛠️💪

لیسا: (با هیجان) من می‌رم! من توی تاریکی خیلی خوب حرکت می‌کنم! 💃🔦

جونگ‌کوک: (با یه خنده ریز) باشه لیسا، ولی مواظب باش به بلندگوها حمله نکنی! 😂.... .
.
برای پارت بعد آماده باشید 🤣❤️
دیدگاه ها (۰)

رمان بلک بینک و بی ای اس پارت ۵

درک نمیکنم بعضی از هیتر های بی ارزش رو 😒

چند پارتی جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط