میدونی ، فقط یه هفته مونده به تولدم و من هرروز بیشتر از ر

میدونی ، فقط یه هفته مونده به تولدم و من هرروز بیشتر از روز قبل آرزو مردن میکنم
وقتی روز تولد پارسالمو به یاد میارم ...
تنها کاری که میتونم بکنم اینکه یه گوشه اشک بریزم !
باهم دنس سون کوک رو رفتیم !
گردن بند ستمون رو با کلی ذوق به دیگران نشون میدادیم !
چادر انداختیم رو خودمون ، عینک زدیم و فیلم گرفتیم !
کیک زدید تو صورتم !
بچه فامیل نمیزاشت شمع رو فوت کنم !
جوری که بهم میگفتی :
به به دخترمون چه خوشگل شده ...!
نمیبینی الان که نیستی چه زجری میکشم ...
نمیبینی که روز تولدم برام شده جهنم ...
نمیبینی هرشب دارم با گریه میخوابم ...
نیستی که ببینی !
دیدگاه ها (۳)

چرا نیستییی؟!

دوست دارم مامانی !ولی گاه حرفهایی میزنی که حتی به خودمم شک م...

یه کوکمین مون نشه؟

برا تولد کوک دیره ولی اک :)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط