پارت ۱
پارت ۱
ا/ت صبح بود که از خواب بلند شد
ا/ت:خدایا قبول شده باشم خدایاااا
ا/ت دید که قبول شده
اشک از چشماش جاری بود باورش نمیشد
سریع حاضر شد و با چشمای پر از اشک شوق به سمت اتاق اعضا دوید
اتاق اعضا:
یونگی:بچها کی جلوی چشمای ا/ت رو بگیره
کوک:من میگیرم
جیهوپ:پسرا این کلاه هارو بزارید سرتون
همون لحظه جیمین با ازینا که نمیدونم چیه بوق زد
جیمین:بوقققققق
اعضا از خنده پاره شدن
تهیونگ:بنظرت ایده خوبیه براش برف شادی بریزم
جین:آره ایده خوبیه جیمین تو ام براش همون بوقه رو بزن
جیمین :باشه
کوک:من برم دنبالش
اعضا:برو
کوک از اتاق اومد بیرون و تورو دید که با اشک هایی که از چشمات اویزونن داری میدویی
کوک:ا/تتتت
ا/ت:اوپا
کوک:چشماتو ببند
ا/ت:باشه اوپا جونم
و کوک هم با دستاش جلوی چشمای تورو گرفت
کوک:یکم برو جلو تر آها آها خوبه وایسا
ا/ت:باز کنم
کوک:با شماره ی ۳ باز کن یک....دو.....سههههه
اعضا:به خانوادمون خوش اومدی
و ا/ت اشک از صورتش جاری شد
اعضا دویدن سمت ا/ت و بغلش کردن و سعی میکردن آرومش کنن
جیهوپ:عیوای گریه نکن دیگه اون چشمای نازت خراب میشن
ا/ت:اشک شوقه
نامجون:اخییییییی
جیمین اومد سمتت و یه کلاه تولدی گذاشت روی سرت
جیمین:کیوتچههههه
ا/ت کمی کیوت شد و گفت
ا/ت:من کیوت نیستم
جیمین:نهههههه کی گفتههههه
و اعضا خندیدن
یونگی:خانم خانما هفته ی دیگه اولین کنسرتته امادگیشو داری
ا/ت:معلومه تازه یه آهنگم نوشتم میخوام بدمش بیرون
اعضا:اووووو
نامجون:حالا اسم اهنگت چی هست
ا/ت:ARMY GIRL(من خودم این اهنگ رو نوشتم)
جین:خوشحالیم که از همین الان ارمیارو دوست داری
پرش زمانی به روز کنسرت
ا/ت صبح بود که از خواب بلند شد
ا/ت:خدایا قبول شده باشم خدایاااا
ا/ت دید که قبول شده
اشک از چشماش جاری بود باورش نمیشد
سریع حاضر شد و با چشمای پر از اشک شوق به سمت اتاق اعضا دوید
اتاق اعضا:
یونگی:بچها کی جلوی چشمای ا/ت رو بگیره
کوک:من میگیرم
جیهوپ:پسرا این کلاه هارو بزارید سرتون
همون لحظه جیمین با ازینا که نمیدونم چیه بوق زد
جیمین:بوقققققق
اعضا از خنده پاره شدن
تهیونگ:بنظرت ایده خوبیه براش برف شادی بریزم
جین:آره ایده خوبیه جیمین تو ام براش همون بوقه رو بزن
جیمین :باشه
کوک:من برم دنبالش
اعضا:برو
کوک از اتاق اومد بیرون و تورو دید که با اشک هایی که از چشمات اویزونن داری میدویی
کوک:ا/تتتت
ا/ت:اوپا
کوک:چشماتو ببند
ا/ت:باشه اوپا جونم
و کوک هم با دستاش جلوی چشمای تورو گرفت
کوک:یکم برو جلو تر آها آها خوبه وایسا
ا/ت:باز کنم
کوک:با شماره ی ۳ باز کن یک....دو.....سههههه
اعضا:به خانوادمون خوش اومدی
و ا/ت اشک از صورتش جاری شد
اعضا دویدن سمت ا/ت و بغلش کردن و سعی میکردن آرومش کنن
جیهوپ:عیوای گریه نکن دیگه اون چشمای نازت خراب میشن
ا/ت:اشک شوقه
نامجون:اخییییییی
جیمین اومد سمتت و یه کلاه تولدی گذاشت روی سرت
جیمین:کیوتچههههه
ا/ت کمی کیوت شد و گفت
ا/ت:من کیوت نیستم
جیمین:نهههههه کی گفتههههه
و اعضا خندیدن
یونگی:خانم خانما هفته ی دیگه اولین کنسرتته امادگیشو داری
ا/ت:معلومه تازه یه آهنگم نوشتم میخوام بدمش بیرون
اعضا:اووووو
نامجون:حالا اسم اهنگت چی هست
ا/ت:ARMY GIRL(من خودم این اهنگ رو نوشتم)
جین:خوشحالیم که از همین الان ارمیارو دوست داری
پرش زمانی به روز کنسرت
- ۵۶۲
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط