عاشقانه های شبنم

اگر چه
شولای درد می پوشند جمعه ها
ریز
        ریز
می میرند نبودنت را
کاش کلیدی شقیقه ی عشق را
بچرخاند
کلون واژه 
قفل ها را شعر  کند
آنگاه
دیوان ها دیوانه ی تو می‌شوند و باز
جمعه یادش می رود
تعطیل باشد
و من به مردن برای تو آغاز میشوم
دیدگاه ها (۰)

شهدا نفس خدا هستند 🤲 رودشعر فارسی آیات غمزه هر که را صبح شها...

💭در‌ دل تاریکیتو را در آغوش کشیده ام ؛دستانم تار موهایت را م...

بنگر ای جان،که جهان از چشمِ تو آغاز می‌شود،و در چشمِ تو به پ...

ادامه شعرمعشوق اگر زهر مهیا بکندداوود نباشد که دری وا بکندای...

#متن_خودم#وقتی_نباشی :) هیچ کس مثل من وقتی نباشی اینقدر حالش...

کاش می شد به سادگی یک سلام تمام نبودنت را از یاد ببرم و پاک ...

کاش می شد به سادگی یک سلام تمام نبودنت را از یاد ببرم و پاک ...

به تو فکر میکنم مثل...

عاشقماهل همین کوچه ی بن بست کناری ،که تو از پنجره اش پای به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط