وقتی بلاگری ادعا میکنی خیلی معرفی یه بار یه دختر بلاگردقی

وقتی بلاگری ادعا میکنی خیلی معرفی یه بار یه دختر بلاگردقیقأ مثل همین مرد رفت پیش یه دختر گفت منو میشناسی دختر هم به دختر بلاگر گفت چطور گفت اش بلاگرم بعد بهش گفت اش بلاگر خر کی باشی قشنگ رید به سرتا پای اون دختر بلاگر اخه اون تو اون شلوغی پیش همه ابروش رفت بنده خدا 😂😂
دیدگاه ها (۱۴)

#خدا #زندگی#هدیه #مادر #فرزند#دلنوشت #استوری #تکست #مادرانه ...

عاشقانه های شبنم

رمان عشق ممنوع

رمان تو خود منی

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۲ولی دقیقا برع...

بازم ایان هستم اومدم مزاحم بشم😵‍💫بچها یه حرومزاده اومده پیوی...

سناریو شیطان کش پارت یک

وقتی پیام یه دختر ناشناس رو روی گوشی دوست پسرت دیدی🧡پارت ۲رف...

آرمی تهیونگ رو اینجا دیده بود 💜فقط تصور کنین داشتیم توی مرکز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط