♥️ℒℴνℯ♥️

♥️ℒℴνℯ♥️
آن که ” دلش را شکستی
” تاریخ تولدش ” یادت مانده …
و آنکه ” رهایش ” کردی
تاریخ ” آمدنش ” و”رفتنش”… دقیق
و آنکه ” احساسش ” را بــه بازی گرفتی …
لحظه بــه لحظه خاطراتش را در یاد داری … !
آیا سطری هم در تاریخ زندگیت بـه
نامش زده ای که ‌به خاطرش دوباره بجنگی؟؟؟...l‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌]
دیدگاه ها (۰)

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟏...-:"ولی آخه آسمون ...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

.....پارت هفدهم.....

ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۷🌌بعدشکوروگیری کنار شیگار...

پارت سیزدهم شب تا صبح برای نامجون مثل یک قرن گذشت. تمام شب ت...

فصل دومپارت نهم | آخرین غروب تابستانیک هفته بعد...تعطیلات تا...

و کم کم چشات تار شد ....وقتی بیدار شدی توی بیمارستان بودی ...

#تکپارتیموضوع:(ببین وقتی آخرای بارداریته و تو غر میزنی و این...

پارت ۳۲ (هشدار زارتان زورتان🎀)کم کم اتفاقات ان شب شروع به صم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط