هم نفس با خنده ات، حالی به حالی می شوم

هم نفس با خنده ات، حالی به حالی می شوم
عاشق ابروی یک ماهِ خیالی می شوم

طعم آغوش تو را در ابرها حس می کنم
بی تو گاهی هم نفس با خشکسالی می شوم

توی دستان تو هر شب، با ردیف تشنگی
مست موج آرزوهای محالی می شوم

من جنوب کشور چشمان تو هستم، ولی
با تو باشم، جنگل سبز شمالی می شوم

من خودم حس می کنم یک روز هم باشد عزیز!
بی تو قربانیِ دستِ سیبِ کالی می شوم

روی موج گردنت، وقتی نفس گُل می کند
تازه من مجذوب زیباییِ خالی می شوم...🦋🦋


دوستتدارم همه زندگیم💐🫂🧿🌐
دیدگاه ها (۱)

پارت: 3 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*نگاهم رو از دست دراز شده‌اش...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

چند پارتی پارت ۱صدایِ خش‌خشِ برگ‌های پاییزی زیر پاهام، تنها ...

#مافیا_عزیز_من#Part۲۷نور ملایم خورشید از لای پرده‌های اتاق ب...

نام=)سایه مافیا### پارت چهاردهم: طعمِ ممنوعه‌ی گیلاسجونگ‌کوک...

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط