really love

really love
part⁴¹

رفت!یه سریال جدید پیدا کرده بودم..شروع کردم به دیدنش که حدودا ۵۱ قسمت بود
بالاخره تموم شد..ساعت ۹ شب بود من و کلش رو توی یک روز دیدم..تصمیم گرفتم به جونگکوک زنگ بزنم "kooky" زدم و بعد از ۵بوق جواب داد

+سلام کوچولو
-سلام..تا کجا پیش رفتین؟
+هنوز هیچی فعلا داریم ایده هامونو روی هم میزاریم
-اوکی مزاحم نمیشم
+نه وایسا میخوام باهات حرف بزنم
-خب پس قبوله..هر روز برام گزارش کار داری(خنده)
+اخخخ امروز خیلی خسته شدم..پسرا همش غر میزدن که چیکار کنیم یا نکنیم و...

حدودا نیم ساعت باهم حرف زدیم و بعدش قطع کردیم..خوشحالم که میتونه منو به عنوان یه دوست ببینه،یا فراتر!
یه چیزی برای خودم درست کردم و خوردم..چشمام کم‌کم گرم شد و خوابم برد...

با صدای زنگ گوشیم چشمام رو باز کردم..بعد از پیدا کردنش نگاهمو بهش دادم
با دیدن اسم جونگکوک سریع از خواب پاشدم..تماس تصویری رو فعال کردم

-سلام چطوری؟
+خوبم کوچولو..لیلی برو پیش دخترا..کمپانی اجازه ی رفت و آمد رو تا یک ماه بهمون نداده
با لحن اعتراضی لب زدم:
-جونگکوک!الان باید برم؟من اینجا راحتم نمیرم اونجا
+باشه کوچولو هرجور راحتی..راستی برای تور
-یا خدا دیگه چی شده؟
+جی‌وای‌پی و پی‌دی‌نیم همکاری کردن..تورتون مجددا فعال شده و با ما میاید
-مرسییی خیلی خوشحال شدم..برو دیگه الان منو فحش میدن..برو..بایییی(خنده)
+باییییی

--------------------------------
ادامه دارد...
بچه ها هیچ ایده ای برای ادامه ندارممم>-<
دیدگاه ها (۲)

حسین افتخار یک ملت است😂💪🏻「جونگکوک ریپست کرده و طرف ایرانیه」

really love part⁴⁰موهاشو به‌هم ریختم که جونگکوک نگاهم کرد-چی...

p42پرش به فردا ات ویودیشب نخوابیدم شب تا صبح گریه کردم وقتی ...

وایی فهمیدین چی شددد؟ از تو ترب یه جا پیدا کردم که ناول ارمغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط