پارت
پارت5:
«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
که دیدم هان(داداش ته) اسگل داره رو مبل صبحونه میخوره؛ولی چون حوصله حرف زدن نداشتم و پدر مادرم مهمون دعوت کرده بودن باید سریع میرفتم شرکت و بعد برای تعویض لباس دوباره میومدم خونه و دوباره مث ک. ص. خلا میرفتم خونه پدر مادرم،پ سریع رفتم!
ویو ات:
دیگه اخرای کلاس بود منم خسته بودم بخاطر همین سرم رو گذاشتم رو میز و بدون توجه به اینکه استاد داره درس میده چشمام رو بستم.
بیست مین بعد:
♡اتتتتتتتتت😡پاشو روانیه کیوت!کلاس تمومه!
با صدای یونا از خوابه ناز بلند شدم و..
+چته وحشی؟
♡اولن با بزرگترت درست صحبت کن!دومن وحشی تویی!سومن کثافتتتت سه ساعته دارم خودمو ج. ر میدم بلند شی بعد اینجوری میکنی؟!(سومی رو با داد میگه)
+گ. و. ه خوردم،فقط خفه😒
♡ایشششش😮💨
#هی بسه همه دارن نگامون میکنن!🤧
♡به این پرو بگووووو؛😡
+باشه بابا ولکنت خرابه؟؟(با حالت پرویی و تیکه)
♡میزنم ج..
#هی هییییی!بسه،سرمون رفتتتتت😮💨
&هعی اوپا خودت رو اذیت نکن بخاطر این پروها(به سوهو میگه)
+اولن پرو تویی پیکمی،دومن انقد به سوهو خره نگو اوپا و سومن به تو چه اصنننن؟🫤
♡راس میگه!چرا همیشه نخود هر اشی؟😒
#بسه دختراااااا!ات جین اومده دنبالت.
+حیییییی😯از کیهههههه؟؟(با استرس و ترس)
♡نیم ساعتی میشه🤗
&چته تو؟
خیلی استرس داشتم و عصبی بودم بابت تاخیرم بخاطر همین به هانا گفتم:
+تو یکی دیگه انقد گ. و. ه نخور🙄
و بعد گفتن این حرف سریع رفتم سمت بیرون و دیگه نمیدونم تو کلاس چی شد😅
ادامه دارد🎀
حمایت شه😊
اسلاید دوم لباس هانا گفتم چرا متفاوته♡
اسلاید سوم لباس سوهو(ببخشید نمیتونستم ست کنم)♡
«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
که دیدم هان(داداش ته) اسگل داره رو مبل صبحونه میخوره؛ولی چون حوصله حرف زدن نداشتم و پدر مادرم مهمون دعوت کرده بودن باید سریع میرفتم شرکت و بعد برای تعویض لباس دوباره میومدم خونه و دوباره مث ک. ص. خلا میرفتم خونه پدر مادرم،پ سریع رفتم!
ویو ات:
دیگه اخرای کلاس بود منم خسته بودم بخاطر همین سرم رو گذاشتم رو میز و بدون توجه به اینکه استاد داره درس میده چشمام رو بستم.
بیست مین بعد:
♡اتتتتتتتتت😡پاشو روانیه کیوت!کلاس تمومه!
با صدای یونا از خوابه ناز بلند شدم و..
+چته وحشی؟
♡اولن با بزرگترت درست صحبت کن!دومن وحشی تویی!سومن کثافتتتت سه ساعته دارم خودمو ج. ر میدم بلند شی بعد اینجوری میکنی؟!(سومی رو با داد میگه)
+گ. و. ه خوردم،فقط خفه😒
♡ایشششش😮💨
#هی بسه همه دارن نگامون میکنن!🤧
♡به این پرو بگووووو؛😡
+باشه بابا ولکنت خرابه؟؟(با حالت پرویی و تیکه)
♡میزنم ج..
#هی هییییی!بسه،سرمون رفتتتتت😮💨
&هعی اوپا خودت رو اذیت نکن بخاطر این پروها(به سوهو میگه)
+اولن پرو تویی پیکمی،دومن انقد به سوهو خره نگو اوپا و سومن به تو چه اصنننن؟🫤
♡راس میگه!چرا همیشه نخود هر اشی؟😒
#بسه دختراااااا!ات جین اومده دنبالت.
+حیییییی😯از کیهههههه؟؟(با استرس و ترس)
♡نیم ساعتی میشه🤗
&چته تو؟
خیلی استرس داشتم و عصبی بودم بابت تاخیرم بخاطر همین به هانا گفتم:
+تو یکی دیگه انقد گ. و. ه نخور🙄
و بعد گفتن این حرف سریع رفتم سمت بیرون و دیگه نمیدونم تو کلاس چی شد😅
ادامه دارد🎀
حمایت شه😊
اسلاید دوم لباس هانا گفتم چرا متفاوته♡
اسلاید سوم لباس سوهو(ببخشید نمیتونستم ست کنم)♡
- ۹۵۲
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط