وقتي 9 شب میومدم و بهت میگفتم :

وقتي 9 شب میومدم و بهت میگفتم :
شبت‌بخیر منظورم یه شب بخیرِ واقعی
نبود .
فقط دنبالِ بهونه‌اي بودم تا بهت پیام بدم
وَ باهات حرف بزنم . .
کلی اتفاقایی كِ برام اُفتاد رو برات تعریف
کنم و آخرش با یك حالِ خوب بخوابم چون
با تو حرف زده بودم !
دوس داشتم ازم بپرسی ، حالِ دلت میزونه
و منم جواب بدم : اگه باهات حرف بزنم
قول میدم میزون شه .
ولی حیف كِ شب‌بخیر‌هامو جدی گرفتی
و با گفتنِ یه‌ خوب بخوابی ، منُ با کلی
حرف‌های ناگفته خوابوندی :)!


•••
#عاشقانه_خاص#بیو#سریال#موزیک#تکس#کلیپ#ادیت#زیبا#سردار #دلها#سینمایی#گل#پروفایل#رستوران#غذا#محلی#لایک#شات#فالو#زیبایی#طبیعت#کیک#استان#آبشار#مشاوره#کنکور#معرفی_کتاب#سال_نوروز#مذهبی#محرم#گربه
#گل_پیچک
دیدگاه ها (۵۰)

رمان عشق ممنوع

وقتی پدرت بود🧡پارت ۲تا اینکه صدای در اومدتق تق.با اینکه حال ...

آخرین باری که باهات خداحافظی کردم بهت گفتم که قول بده زود زو...

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

#Escape_from_death_April29 #part4توی همین فکر بودم که....تا ...

My lovely neighbor part : ۷۶

پارت ۳۰ ساعت نزدیک یازده شب بود که بالاخره از خونه‌ی مادربزر...

#قلبی_در_دو_بدنP2 همینطوری تو حیاط مشغول قدم زدن بودم و غذام...

@weois عزیز لطفا کمتر پشت سر من گوه بخور تو خوب منو میش...نه...

My lovely neighbor part : 56

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط