شدم ترسناکتر همشون فرار کردن

شُدَم تَرسناکتَر هَمَشون فَرار کَردَن
دوستام«کِشیدَن زیرَم»بِهِم لَبخَند زَدن!
مامورا دَستَبند زَدَن بم:/
مامان بِبَخش اگه دیگهِ رامو کَج شُدَن
هَمَش میِکشیدم نمکشید مَغزّم اَصن
مّن نِمیشنیدم کَر بودم صدام میزدن
دیدگاه ها (۱)

زندگی وقتی از هیچ کس انتظار خاصی نداری:)

خُوردَم اَز خُودی دیدَم پُشت سَرَم تویی<<

My DestinyPart: 2ا/ت از اتاق رفت بیرون. اینطوری حرف زدن بیما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط