آخ تا قیومت

آخ تا قیومت
یادمه موقع ساخت ساز. نشستم روبروی خونه همینطور که بیل مکانیکی کار میکرد من خاطرات کودکی جلوی چشمام بود اشک میریختم😑
دیدگاه ها (۶)

مراقب تهمینه های زندگیتون باشید🥰سلام تهمینه🫡

*تو به این دنیا اومدی که زندگی کنیسهمِ تو آرزوهاتهپس به دنبا...

😈

😈

پارت یک ویو تههوا بارونی و سرد بود رفتم تو تراس تا یکم گیتار...

[☆part²⁷☆]بلا به صندق ماشین تکیه داده بود و غرق خون بود،چشما...

28ات : بله آروم وسایل هاشو داخل کیفش گذاشت و بعد از خدافظی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط