ا کاش لمس کردن تیغ با رگ هایم گناه نداشت

اى کاش لمس کردن تیغ با رگ هایم گناه نداشت
مى توانستم با تیغ رگ هایم را نوازش کنم
تا از این تنهایی رها مى شدم و به آرامش مى رسیدم
درست مثل آرامشى که او در آغوش دیگرى بدست آورد
دیدگاه ها (۰)

خدا میشود بلیطم را پس بگیری . . . ؟مقصد را اشتباه آمدم . . ا...

ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﺪ ﭼﯿﺴﺖ؟ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﻬﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﮐﺎﻣﻞ ﻧﻮﺷﺖﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪﺍﺩﺍﻣﻪ...

گاهـــی احساس میڪنَمــ روی دَستـــــ خـدا مــانده اَمــخَســ...

کافی است زمان مرگت را بدانی، آن وقت است که حتی زیبایی خوردن ...

من چه میدانستم عاشقی چیست ؟من از درد فراق چه میدانستم؟ من کو...

زندگی شیرین

وای من نمیدانستم آن چشم ها برای چه کسی است؟ نمی توانستم تصور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط