#شازده کوچولو

امشب با هَم فیلم می بینیم ،
یک فیلمِ گریه‌دار که تو از بغلِ مَن
تکان نخوری و هی هق‌هق کنی و
هی ببوسمت و قلقلکت بدهم و
باز گریه‌ات بند نیاید ..
امشب برایت «شاملو» می خوانم
که قول داده بودم ..
با هم مَست میکنیم ،
با هم تانگو میرقصیم ،
با هم شام میخوریم ،
شامی که من برایت پُخته‌ام با
فلفلِ زیاد که از تُندیش اخم کنی و
بدخلق شوی و من ببوسمت که یعنی
«لُطفاً مرا بیشتر از اینها
دوست داشته باش ..»
بعد کنارِ هم دراز می کشیم ،
برایت شازده کوچولو می خوانم و
آنجا که شازده دُنبالِ دوستِ مار
می گردد با هَم بُغض میکنیم ..
بعد من تمامِ اندوهم نگاه می شود و
زُل میزنم به روی ماهت و
با حسرت میگویم :
«نمیشود خیال نباشی ..؟»
لابلای گریه‌ها میخندی و میگویی:
« نَه ..» و میروی و میروی و
عذابِ شب باز نازل میشود ..
دیدگاه ها (۱)

#من مغرورم بتوچه#جدیم چون لازم نمیبینم#راحت حرف بزنم#فقط باخ...

[ #متن_دلی✨ ]من به خودم قول داده‌ام.قول داده‌ام که دیگر یک ت...

به افتخار بهترین بابای دنیا وقتی بچه بودم منو میزاشتی رو دلت...

رمان انیمه ای هنوز نه چپتر ۲۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط