به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد

به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد



عجب از محبت من که در او اثر ندارد



غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد



دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد



می رسد روزی که بی من روزها را سر کنی



می رسد روزی که تنها مرگ را باور کنی



می رسد روزی که تنها در کنار قبر من



شعرهای کهنه ام را مو به مو از بر کنی🪷🪷🪷🪷🥹🪷🪷🪷🪷
دیدگاه ها (۰)

دستانتان پرتوان بهترینید❤️❤️‍🔥❤️❤️‍🔥

کاش می شد بیخبر یک حلقه بر در میزدیبـر خیـالات محـالـم رنـگ ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

پارت پنجمیسو: خانم لیننامجوک: خانم لین داداشش تهجون مردهکوک:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط