شوقی میان چشم برای نگاه نیست
شوقی میان چشم، برای نگاه نیست
وقتی که حرف آینه ها غیر آه نیست
یادت مرا به درّه ی غم پرت می کند
این عشق هرچه هست ولی تکیه گاه نیست
ای ماهتاب هیچ شبی پیش چشم من
اندازه ی شبی که تو رفتی سیاه نیست
چنگی به دل نمی زند این روزهای تار
دیگر غرور زخمی من فکر ماه نیست
منظومه ی جهان مرا ریختی بهم
شعری بخوان که حال دلم رو به راه نیست
شاعر: فاطمه سادات آل مجتبی
.
#شعر
#عاشقانه
#عشق
وقتی که حرف آینه ها غیر آه نیست
یادت مرا به درّه ی غم پرت می کند
این عشق هرچه هست ولی تکیه گاه نیست
ای ماهتاب هیچ شبی پیش چشم من
اندازه ی شبی که تو رفتی سیاه نیست
چنگی به دل نمی زند این روزهای تار
دیگر غرور زخمی من فکر ماه نیست
منظومه ی جهان مرا ریختی بهم
شعری بخوان که حال دلم رو به راه نیست
شاعر: فاطمه سادات آل مجتبی
.
#شعر
#عاشقانه
#عشق
- ۵۸۶
- ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط