وقتی مان همهمه ها بی صدا شدی

وقتی ميان همهمه ها بی صدا شدی
يعنی به عشق و دردسرش مبتلا شدی

مَنعم مكن ز گريه كه اين گريه‌ ی غم است
تو اشک شوق بودی و از من جدا شدی

با رفتنت اگر چه كنار آمدم ولی
با دشمنم چگونه،كجا آشنا شدی

دنيا هميشه دار مكافات بوده است
من بی وفا قبول تو هم بی وفا شدی

ای بغض مانده كنج گلويم چه كرده‌ ای
همچون صدف دهان كه گشودم رها شدی

پيراهنت شبيه دعا بر تن من است
خيلی عجيب نيست برايم خدا شدی...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

بر لبت ای مهربانو طراحی از لبخند نیستطرز رفتار تو مثل آدم خر...

ظاهرم قصر است اما از درون ویرانه اممن صدای خسته ی پروانه ای ...

خاطرت هست نگاهی که به ما می کردی دردها را ز سر لطف دوا می کر...

گُل‌ ها هم مثل بعضی آدم‌ ها بد اقبال هستند.بین این همه ی گل،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط