عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

‍ گفت:« چند تا دوسم داری؟»
گفتم:« یکی»
ابروهاشو تو هم کشید، اخم کرد و گفت:
« خسته نشی از این همه دوست داشتن!»
خندیدم و گفتم: « نه، قول میدم،
تا ته دنیا»
با قیافه شاکی گفت:
« اخه یکی بدرد میخوره؟
تکون بخوری تمومه!
خیلی کمه، خیلی»
گفتم:« شاید ظاهرش کم نشون بده
اما یک، قوی ترین عددیه که میشناسم
یک کمیتش شاید پایین باشه
اما بجاش کیفیت داره
یک بزرگه، به اندازه خدا
یک عزیزه مثل تویی که یکی یدونمی
یک پر از شکوهه، مثل نفر اول شدن
توی مسابقه ها»
خیره شده بود و با دقت گوش میداد
حرفم که تمام شد، حس غرور را در چشمانش میدیدم
دستانم را گرفت، خیره
در چشمانم گفت:
« قول بده همیشه یکی دوسم داشته باشی»
جان دلم، قرار است یک عمر
یکی دوستت داشته باشم...
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم برابابامحمدم

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۸عميق زل زدم توي چشماي مشکي ...

..جادویی عشق part ۶۷خواب میدیدم کلی گاو یه دفعه سمت وی حمله ...

{من عاشق دشمنم شدم}پارت پنجم ویو جانگ هوسوک -حالا میتونید بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط