رمان زیبا تر از الماس
رمان زیبا تر از الماس
پارت ۱۰۳
دیانا: ولی دختر بود
ارسلان: 🤣
دیانا: کوفت
ارسلان: کمرشو گرفتم نشوندم رو پام بوسه ای رو گونش زدم خانم کوچولو
دیانا: برای چی بغلش کردی
ارسلان: به خاطر اینکه با مزه بود
دیانا: هرکی با مزه باشه بغل میکنی
ارسلان: نه
دیانا: خوب
ارسلان: عزیزم من غلط کردم ( آروم گفتم اصلا نمیشه بحث کرد)
دیانا: چی
ارسلان: هیچی عزیزم
دیانا: حالا هم برو خودتو خوش کن سرما نخوری
ارسلان: عشقم زل تابستون چه سرما خوردگی
دیانا: باد کولر
پارت ۱۰۳
دیانا: ولی دختر بود
ارسلان: 🤣
دیانا: کوفت
ارسلان: کمرشو گرفتم نشوندم رو پام بوسه ای رو گونش زدم خانم کوچولو
دیانا: برای چی بغلش کردی
ارسلان: به خاطر اینکه با مزه بود
دیانا: هرکی با مزه باشه بغل میکنی
ارسلان: نه
دیانا: خوب
ارسلان: عزیزم من غلط کردم ( آروم گفتم اصلا نمیشه بحث کرد)
دیانا: چی
ارسلان: هیچی عزیزم
دیانا: حالا هم برو خودتو خوش کن سرما نخوری
ارسلان: عشقم زل تابستون چه سرما خوردگی
دیانا: باد کولر
- ۶.۰k
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط