یک گوشه نشسته بود و زخمهای دلش را می شمرد و با خود می ...

یک گوشه نشسته بود و زخمهای دلش را می شمرد و با خود می گفت کاش هرگز از غار بیرون نیامده بودم ، به هوای دیدن خورشید . کاش ....


#عشق#سرانجام#عاشقانه#نافرجام#حسرت#عشق_نامعلوم#اسیر#شکستم#🖤
دیدگاه ها (۰)

#درخواستی_استوری 🖤#ویژه#ویسگون#منتخب#شود

ارزش زن بسیار است.زن اگر نباشد، چراغ خانه خاموش خواهد شد.می ...

گاهی حتی با دلتنگیات هم لج بازی می‌کنیتمام ثانیه هایت هم که ...

دردا فراموش میشنولی اونایی که باعث شدن درد بکشیم هرگز...!:)

چپتر ۶ _ انتخابماه ها نقشه ریخته بودند.کاغذها، فایل ها، اسنا...

رمان سونادو پارت۱

"عاشقان و نجات یافته گان"میهو روی زمین افتاده بود، نفس هایش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط