خب خاطره من

خب خاطره من:

یه شب خونه تنها بودم مامان بابام کار داشتن رفتن بیرون طرفای ساعت ۳ از خواب پریدم صدای. تق تق میومد منم خیلی ترسیدم از تو پارک هم صدای گریه میومد نمیدونم توهم بود یا نه ولی یه سایه مشکی ترسناک داخل پارک می‌دیدم بعد دیگه سکته کردم🤣 همون موقع مامانم کلید انداخت تو در من مردم و زنده شدم🤣

هرکس خاطره نگه00000 هست😭🤧
دیدگاه ها (۹۸)

ازینتنننتتتن☆گلب بالا رو قرمز میکنے ـ؋ـرشته؟🍬☆ سوال توت ؋ـر...

کندی اسمش بود؟ یادم نمیاد ☆گلب بالا رو قرمز میکنے ـ؋ـرشته؟🍬☆...

میانا☆گلب بالا رو قرمز میکنے ـ؋ـرشته؟🍬☆ سوال توت ؋ـرنگے من ...

عاشق دوینم💞😭☆گلب بالا رو قرمز میکنے ـ؋ـرشته؟🍬☆ سوال توت ؋ـر...

#دوراهی                                   پارت . 2 .وقتی شوگ...

✧𝓛𝓸𝓼𝓽 𝓴𝓮𝔂✧ܭܠࡅ࡙ܥ‌‌ ܭَܩܢܚ݅ܥ‌‌ܘPart_26:45P.M.دیگه نمیتونست تحمل...

ازدواج اجباری پارت 33مامان : باشه عزیزمدخترم برو اتاقت و به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط