خب خاطره من
خب خاطره من:
یه شب خونه تنها بودم مامان بابام کار داشتن رفتن بیرون طرفای ساعت ۳ از خواب پریدم صدای. تق تق میومد منم خیلی ترسیدم از تو پارک هم صدای گریه میومد نمیدونم توهم بود یا نه ولی یه سایه مشکی ترسناک داخل پارک میدیدم بعد دیگه سکته کردم🤣 همون موقع مامانم کلید انداخت تو در من مردم و زنده شدم🤣
هرکس خاطره نگه00000 هست😭🤧
یه شب خونه تنها بودم مامان بابام کار داشتن رفتن بیرون طرفای ساعت ۳ از خواب پریدم صدای. تق تق میومد منم خیلی ترسیدم از تو پارک هم صدای گریه میومد نمیدونم توهم بود یا نه ولی یه سایه مشکی ترسناک داخل پارک میدیدم بعد دیگه سکته کردم🤣 همون موقع مامانم کلید انداخت تو در من مردم و زنده شدم🤣
هرکس خاطره نگه00000 هست😭🤧
- ۱۵.۹k
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط