𝑝𝑎𝑟𝑡17

𝑝𝑎𝑟𝑡17

م۰ن:چی نه خب دوسشون نداشتی؟
+چرا مهربون بودن ولی خسته شدم
م۰ن:یجوری میگه خسته شدم انگار صب تا شب کار میکنه
+میکنم دیگه
م۰ن:اره جون عمت
پ۰ن:به خواهر من چیکار داری
م۰ن:پدر نیلا شما حرف نزنید (مثلا قهره ۰نظرتون لالا کنن)
پ۰ن:چرا عزیزم چیزی شده
م۰ن:نه دلم هوس قهر کردن با تورو کرد
پ۰ن:نیلا خوشگلم برو اتاقت
+اوهووووو داداش میاد
مامان نیلا دمپایی رو از پاش در اورد و به طرف نیلا پرت کرد
م۰ن:توله
+وا مامان چته
پ۰ن:چیه دخترم دلش داداش میخواد
م۰ن:خفه شو
+یس (با خنده و در حال رفتن از پله ها به اتاقش )
نیلا رفت اتاقش و


ادامه دارد.......

لطفا بهم بگین اینا همو بکنن یا نه؟؟
کم شد
دیدگاه ها (۴۴)

𝒑𝒂𝒓𝒕𝟏𝟔+هعی م۰ن:هعی می نکن بیا کمکم کن چایی ببرم +باشهههنیلا ...

𝒑𝒂𝒓𝒕𝟏𝟓+پاشو بریم صبحونه گرسنمه _اوکی جیمینو نیلا رفتن به طرف...

part 1صب با نور خورشیدی که چشامو اذیت میکرد بیدار شدم و یه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط