part 3🦋

part 3🦋

فیک:پرنسس کوچولو پادشاه شب👑🌌
______________________
چانهیونگ:(درحالی که داره لقمه درس می‌کنه به لیلی میگه)پس تو همون کسی هستی که پسرم میخواد بخاطرش بره خارج؟

چانهونگ:خارج؟

چانهیونگ:هومم اره

چانهونگ:جیونگ عزیزم دیدی گفتم کاره بدی بود

جیونگ:نمیدونستم در این حد

یونا:سلام(با صدای چصی)

جیونگ،چانهونگ:سلام

یونا:پسرم کو؟ این دختره دیگه کیه؟خدمتکار جدیده؟

لیلی:ببخشید اما به قیافم میخوره خدمتکار باشم با این سن کم؟

یونا:بله که میخوره

لیلی:(از حرفش بغضم گرفت)

جیونگ:هی درست صحبت کن

چانهیونگ:ولی بی شوخی ایشون کی باشن؟

چانهونگ:برادر زادت

یونا،لیلی،چانهیونگ،جیونگ:چی؟

چانهونگ:گفتم لیلی نوه ی منه

همینقدر بسه بعداً بقیشو می‌نویسم فعلا نمیتونم البته خودم انقد مسخره نوشتم چون پارت بعد قرار خیلی خوب باشه😊
دیدگاه ها (۰)

گریم گرفت🥺

عاشقم باش Part 36

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط