ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم...

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم...

#شعر#شعرخوانی#شعرفارسی#شب_شعر#شاعر
دیدگاه ها (۰)

فرات...زینب میان خیمه ی خون ایستاده بود...شعرخوانی #سید_وحید...

درون خانه ندارم رفیق! تاب خودم را مگر شبی بکشم کنج یک خرابه ...

پیوند خویشی با علی فخر است فرصت نیستشاعر گرانقدر عمران بهروج...

دیر آمدی در چشمهایم عشق گم شد#شعر#شعرخوانی#شعرفارسی#شب_شعر#ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط