" محفل"
" محفل"
هوا میانِ روشنای
روز و آرامشِ شب گم شده بود
آسمان خاکستری و خیس، آرام نفس میکشید
قطرههای باران نرم روی شیشہها مینشستند
و عطر خاکِ خیس، مثل خاطرهای شیرین در هوا میپیچید
چراغهای خیابان یکییکی روشن میشدند
و غروب، با رنگی سرد و مهآلود روی شهر مینشست
نه روز بود، نه شب؛
فقط یک عصر بارانیِ آرام و دلنشین ☁️
https://wisgoon.com/v/EGJ989TF0G
࿙꛱࿚ׅ꛱֟࿙꛱࿚ׅ꛱֟࿙꛱࿚ׅ꛱֟࿙꛱࿚꛱࿙꛱࿚ׅ꛱֟࿙꛱࿚ׅ꛱֟࿙꛱࿚࿙
هوا میانِ روشنای
روز و آرامشِ شب گم شده بود
آسمان خاکستری و خیس، آرام نفس میکشید
قطرههای باران نرم روی شیشہها مینشستند
و عطر خاکِ خیس، مثل خاطرهای شیرین در هوا میپیچید
چراغهای خیابان یکییکی روشن میشدند
و غروب، با رنگی سرد و مهآلود روی شهر مینشست
نه روز بود، نه شب؛
فقط یک عصر بارانیِ آرام و دلنشین ☁️
https://wisgoon.com/v/EGJ989TF0G
࿙꛱࿚ׅ꛱֟࿙꛱࿚ׅ꛱֟࿙꛱࿚ׅ꛱֟࿙꛱࿚꛱࿙꛱࿚ׅ꛱֟࿙꛱࿚ׅ꛱֟࿙꛱࿚࿙
- ۱.۶k
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط