نمیدونم، نمیدونم باید برای نبودنت اشک بریزم یا برای این ک

نمیدونم، نمیدونم باید برای نبودنت اشک بریزم یا برای این که همه چیز راجبِ تو واسه همیشه تو ذهن من موندگاره. نمیدونم برای اینکه دیگه قرار نیست خیابون‌ها و کافه‌های این شهر رو باهات متر کنم اشک بریزم، یا برای اینکه تک تک جاهایی که دستم تو دستای تو بودو قدم به قدم یادمه. نمیدونم برای اینکه دیگه حتی تورو ندارم اشک بریزم، یا برای اینکه وقتی داشتمت فکر میکردم همه چیز دارم. نمیدونم برای نداشتن بغلت برای یک بار دیگه اشک بریزم، یا برای اینکه دیگه بغلت واسه یکی دیگه‌ میشه. نمیدونم برای حسی که بهت داشتم باید سوگواری کنمو اشک بریزم، یا برای اینکه دیگه قرار نیست اون حس رو نسبت به هیچکس دیگه‌ای داشته باشم. نمیدونم، نمیدونم باید برای اینکه جزئیات تنت رو هنوز مو به مو‌ یادمه اشک بریزم، یا برای اینکه دیگه هیچوقت کسی برای تو پیدا نمیشه که انقد به جزئیاتت و تک تکِ چیزای کوچیک درموردت اهمییت بده. نمیدونم. نمیدونم و هرروز ندونسته برای تک تک لحظاتی که با تو بود اشک میریزم، یا شاید برای لحظاتی که دیگه نیستی.
دیدگاه ها (۰)

من آدمایی رو گذاشتم کنار که اگه...همین الان بگن برو به جاش ب...

اجرای جدید مسین در کنار راد

اثری که جوایز متعددی را در دنیا گرفت!🔹دنیا محتاج اینگونه انس...

شات جدید مدگل

تو از خودمم برام بهم تری

هر آدمی به یک دلیلی به زندگی ما میاد...بعضیا میان تا با حضور...

سناریو قفل آبی: اگه خیلی رندوم بوسشون کنید یا بغلشون کنید😗🎀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط