Justletmekissyou ...

#Just.let.me.kiss.you. part 1

فیلیکس با الارم از خواب پاشد ((همشون داخل خوابگاهن)) و بعد به اطراف نگاه کرد و دید هان بیداره و داره کت میپوشه
هان: بیدارشو تنبل
فیلیکس: حالا بعدا
هان: اوه اونجا رو هیونجین تازه یه دختره رو هم بغل کرده
فیلیکس از جاش پرید و رفت سمت پنجره
فیلیکس: کو؟ کجاس؟
هان شروع به خندیدن کرد و گفت
هان: الکی گفتم بابا
فیلیکس: هاها خندیدیم
فیلیکس لباساش رو عوض کرد و و با هان از اتاقشون بیرون رفتن و توی راه هیونجین و هان رو دیدن که تکیهدادن و حرف میزن...هیونجین لباس بسکتبال پوشیده و توپش بغلش بود و عرق کرده بود انگار از تمرین امده بود داشت با لینو کامت ها و چت های دختره و نگاه می کردن و می خندیدن
فیلیکیس اون لحظه تمام حواسش به تاب و شلوارت مشکی قرمز هیونجین رفت حتی با اینکه عرق کرده بود بازم جذاب بود
هان: هی زل نزن بهش احمق
فیلیکس: هوم...چی؟ نبابا زل نزدم
رفتن تو کلاس نشتن و معلم امد
هان:چرا نیومد؟
فیلیکس: نمی دونم
هان: هی پیج اینستای لینو رو پیدا کردم بببن خیلی خوشگله
فیلیکس: اره...ولی میدونی هیونجین رو بیشتر دوست دارم
هان: باشه بابا
ناگهان خندیدن که یهو هیونجین و لینو امدن تو و رفت نشتن دقیقا پشتشون
.
در هین راه رفت هیونجین عمدن کمر فیلیکس رو لمس کرد و لباسش رو داد پایین چون کمی از ش.کمش معلوم بود و وقتی پشتش نشت به گوشش نزدیک شد و اروم گفت
هیونجین: حواست به لباست باشه جوجه....
فیلیکس گونه هاش سرخ شد چون لب هیونجین به گوشش بر خورد کرد از اون طرف لینو نیشخند زده بود و هان داشت جلوی خندش رو با خوراکی خوردن می گرفت که هیونجین با ارنج زد به پهلوی لینو که الان وقت به کاری......لینو متوجه شد وچونه ی هان رو گرفت و سرش رو اور سمت خودش و خوراکی رو از روی ل.باش برداشت و در هین برداشتن ل.ب لینو با ل‌.ب هان بر خورد کرد و هان گونه هاش سرخ شد و لباش دست زد فیلیکس خنده ی ریزی کرد و به معلم گوش داد
.
زنگ خورد
.
فیلیکس: صورتت مثل لبو شده بود
هان: خودت رو چی مبگی ها؟
فیلیکس: چرا باید همچین کاری بکنن
هان: نکنه....
فیلیکس: نه بابا فقط داشتن شوخی می کردن
هان: بابا زد حال نزن شاد واقعا همون احساس رو نسبت به ما دارن.
فیلیکس: نه حتی فکرشم نکن
در هین راه فیلیکس گوشیش رو چک کرد و شروع به خنده کرد
هان: چی شده؟
فیلیکس: عکس تو و لینو پخش شده (خنده)
هان: این کجاص خنده داره ها؟ داخل کجا؟
فیلیکس: هیونجین استوری کرده
هان: اون عوض----
فیلیکس داشت پاستیل می خورد که هیونجین کمرش رو گرفت و کشید یمت خودش و و چونه ی فیلیکس رو گرفت
فیلیکس: چیکار می کنی؟
هیونجین: معلوم نیست
فیلیکس(گونه های سرخ): ه......ها؟
هیونجین موهای فیلیکس رو بهم زد و گفت
هیونجین: حالا هرچی
بعدشم رفت
فیلیکس موهاش رو درست کرد کرد و به هان نگاه کرد که کله صحنه رو فیلم گرفته
فیلیکس: پاکش کن
هان: چرا؟ خیلی خنده دار بود
فیلیکس: ازش متنفرم
هان: هر سری یه چیز میگی
فیلیکس: نه خیرم
هان: باشه تو خوبی...اوه راستی شب مدرسه مهمونی گرفته تو هم میای؟
فیلیکس: نه نمی یام
هان: هیونجین هم میاداا؟؟
فیلیکس: خوب بیاد......من...نمی یام(با تردید گفت)
هان: باشه هر طور خودت می خوای اینجوری دخترای دیگه بهش می چسبن و شاید به اونا اهمیت بده
فیلیکس: منظورت چیه؟
هان: بهت زل زده
فیلیکس گونه هاش سرخ شد و نگاه سنگین هیونجین رو حس کرد و داره با نیشخند نگاهش میکنه
هان دستش رو دور گردن فیلیکس انداخت و گفت
هان: بهتره بیای...
فیلیکس: اههه....باشه
.
.
.
هیونجین و لینو:
لینو: اون پسره...هان همون گیتاریسته و اهنگ نویسه
هیونجین: خوب؟
لینو: خوشگل نیست؟راستش نمی دونم چرا ولی...یه جور دبگه به غیر از یه دوست نگاه می کنم
هیونجین: ولی من..اون جوجه هرو دوست دارم
لبنو: جوجه؟ چقدر صمیمی شدی یهو...توی کلاسم که غیرتی شدی و....(خنده)
هیونجین: بس کن...(نیشخند)
هیونجین: هان خیلی به جوجه ی من می چسبه اثلا دوست ندارم
لینو: اگر اون جوجه ی تو پس.....اونم سنجاب کوچولوی منه
.
.
.
مهمونیه شب:
...........(ادامه دارد)



خوشتون امد خوشگلام؟امیدوارم دوست داشته باشید🫠💓✨️🎀🥟🥝🍓 بوس بهتون خوشگلام






#Huynjin
دیدگاه ها (۴۹)

#Just.let.me.kiss.you. part 2ویو مهمونی شب...

اسم: Just let me kiss you نویسنده: هیونکاپل: هیونلیکسکاپل فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط