بچه ها امروز تصادفا دیدم همون هم شهریام که دوست میدونستمش

بچه ها امروز تصادفا دیدم همون هم شهریام که دوست میدونستمشون و قبلا تعریف کرده بودم سر انتخاب اتاق ناراحت شدم ازشون و اینا ، دیدم اوناهم دقیقا اماده شدن باهم برن بیرون ( مقصدمون هم یکی بود ) و خب واضحا به من نگفته بودن و نخواسته بودن باهاشون برم

حالا یکیشون شعور داشت و بعد دیدنم بهم گفت که تنهایی بیا با ما بریم و اینا ( یعنی هر چند باری که تو مسیرمون همدیگرو دوباره دیدیم گفتااا )
ولی خب منم فقط گفتم ممنونم خودم میرم
( آدم بلاخره باید برای خودش هم ارزش قائل باشه ، تنهایی بری بهتره تا اینکه کسی از قبل بهت نگفته باشه و چون سر راهشون دیدنت اینطوری بگن و بخوای باهاشون بری :» )
دیدگاه ها (۹)

part47. . چند ساعت آینده همشون مشغول شنا کردن بودن و چندباری...

سناریو ایزانا

#عشق_سیاه#part5_داشتیم میرفتیم که یهویی دیدم چند تا دختر جلو...

پارت20

My_dear_criminal P9-خب فراموشی گرفتم...بویاییمو که از دست ن...

بی رحم تر از همه/پارت ۱۷۲

#شاهزاده-اهریمن_پارت_31

جنون/پارت۹

#رمان#دختر_خوش_شانس#BTS#part:23*ویو ا.ت*صدای اعتراض اعضا بلن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط