بچه ها امروز تصادفا دیدم همون هم شهریام که دوست میدونستمش
بچه ها امروز تصادفا دیدم همون هم شهریام که دوست میدونستمشون و قبلا تعریف کرده بودم سر انتخاب اتاق ناراحت شدم ازشون و اینا ، دیدم اوناهم دقیقا اماده شدن باهم برن بیرون ( مقصدمون هم یکی بود ) و خب واضحا به من نگفته بودن و نخواسته بودن باهاشون برم
حالا یکیشون شعور داشت و بعد دیدنم بهم گفت که تنهایی بیا با ما بریم و اینا ( یعنی هر چند باری که تو مسیرمون همدیگرو دوباره دیدیم گفتااا )
ولی خب منم فقط گفتم ممنونم خودم میرم
( آدم بلاخره باید برای خودش هم ارزش قائل باشه ، تنهایی بری بهتره تا اینکه کسی از قبل بهت نگفته باشه و چون سر راهشون دیدنت اینطوری بگن و بخوای باهاشون بری :» )
حالا یکیشون شعور داشت و بعد دیدنم بهم گفت که تنهایی بیا با ما بریم و اینا ( یعنی هر چند باری که تو مسیرمون همدیگرو دوباره دیدیم گفتااا )
ولی خب منم فقط گفتم ممنونم خودم میرم
( آدم بلاخره باید برای خودش هم ارزش قائل باشه ، تنهایی بری بهتره تا اینکه کسی از قبل بهت نگفته باشه و چون سر راهشون دیدنت اینطوری بگن و بخوای باهاشون بری :» )
- ۱.۱k
- ۰۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط