مرا چشمی ست خون افشان ز دست آن کمان ابرو...

مرا چشمی ست خون افشان ز دست آن کمان ابرو...






#رفت#دیالوگ_کده#رویا
دیدگاه ها (۱)

و مادر آن پناهگاه همیشگی

راستش..

حال مجنون را

مامان من تموم سعیم کردم:)

#شعر_قدیمی 🍂بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان داردبهارِ ع...

بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان داردبهارِ عارضش خطّی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط