شعری سوزناک از استاد شهریار...💔🥺

شعری سوزناک از استاد شهریار...💔🥺
------------------------------------------------------------------
من بلبل عُشاق...
به دامی نشدم رام...
در دام تو هم...
بی طمعِ...
دانه بمیرم...
من دُر یتیمم...
صدفم سینه ی دریاست...
بگذار یتیمانه...
و دُردانه بمیرم...!
دیدگاه ها (۳)

از عاشقی چیزی نفهمیدم قبول اماتو نان آور خانه بودی؟؟کارگر بو...

دیر آمدی در چشمهایم عشق گم شد#شعر#شعرخوانی#شعرفارسی#شب_شعر#ش...

خدا به داد غریبان در به در برسد….عرض ارادت #صادق_غریب به اما...

خیال خامشراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام منفریب کار دغل ...

در دام تو هم بی طمع دانه بمیرم...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط