پارت⁶
پارت⁶
اجوما اتو برد عمارتو بهش نشون داد...رسیدن به گلخونه عمارت...همینکه وارد گلخونه شدن ات چشماش برق زد
اجوما: ات سریع بیا بریم اینجا ممنوعه
ات: اینجا خیلی قشنگه!
ات بدونه توجه به حرفای اجوما داشت گلخونه رو میگشت که یهو جیمین رو دید ، برعکس همیشه با لبخند پررنگ و بزرگی به گلا خیره شده بود و با گربه ها بازی میکرد....ات خشکش زد باورش نمیشد جیمین همچین آدمی باشه...جیمین سرشو چرخوند که یهو.....
ببخشید کیوتا دیر گذاشتم
اجوما اتو برد عمارتو بهش نشون داد...رسیدن به گلخونه عمارت...همینکه وارد گلخونه شدن ات چشماش برق زد
اجوما: ات سریع بیا بریم اینجا ممنوعه
ات: اینجا خیلی قشنگه!
ات بدونه توجه به حرفای اجوما داشت گلخونه رو میگشت که یهو جیمین رو دید ، برعکس همیشه با لبخند پررنگ و بزرگی به گلا خیره شده بود و با گربه ها بازی میکرد....ات خشکش زد باورش نمیشد جیمین همچین آدمی باشه...جیمین سرشو چرخوند که یهو.....
ببخشید کیوتا دیر گذاشتم
- ۱۶۷
- ۲۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط